رفقای عزیز!

جای افتخار است که جمعیتی از وطنپرستان هزاران کیلومتر دور از وطن شان امروز هم در باره آن وطن ومردم آن سرزمین می اندیشند من افتخار دارم در میان چنین انسانها قرار دارم و به افتخار هم اندیشی شما را رفیق میگویم .

رفقای ارزشمند !

یقینأ اگر پیرامون وضعیت سیاسی ، نظامی ،اقتصادی و فرهنگی صحبت شود تکرا ر خواهد بود واما  همینکه میشنویم ومی بینیم از لحاظ سیاسی دولت با نظرداشت اینکه در درون خود به حیث یک دولت صاحب صلاحیت نیست وارکان سه گانه ی دولت هر کدام شان یک دولت مستقل در امور مربوطه خود اند ودر این میان به وضع وحال مردم چه میگذرد که پیامد چنین وضع معلومدار رشوه ،فساد اداری، حق تلفی، مردم آزاری ،زور سالاری ،بی قانونی ، تضاد های قومی ، قبیلوی ، زبانی ، سمتی ،مذهبی ، عقیده ی وتشتت ذهنیت عمومی دها بربر منشی دیگر در این عرصه را میتوان بیان نمود

ضعف دولت از حیث مسایل امنیتی تا آنجا است که در حضور(حضور این کلمه حسن نیات را که خود شان بکار میبرند مقارن به وضعیتی است که خودبخود این تشبیه را به تجاوز تعریف مینماید که مجبوریت ها ی مردم این تجاوزرا علیه تجاوز وجه مشروع بخشیده است.) چهل کشور قدرتمند جهان مسلح با عصری ترین تکنالوژی نظامی وکاربرد وسیع شبکه های جاسویی هرروز اخبار قاچاق مواد مخدر وآثار تاریخی واقلام معدنی ،جنگ در تمام قلمرو کشور ، اختطاف ، انفجار ،که نزدیک ترین آن انفجار سفارت هندوستان با تلفات سنگین هموطنان ما در جوار وزارت داخله کشور بود که نا توانی سیستم را از یکطرف ونفوذ جواسیس را در شبکه های سیاسی ونظامی دولت از سوی دیگر نشان داد. واما باید گفت این اتفاقات خارج از کنترول نیست حادثه زندان قندهار بخوبی به این مساله در باره دست داشتن مقامات صاحب صلاحیت دولتی که از طریق رسانه ها فاش گردید تصدیق میکند گفته میشود تمام اطلاعات در باره تعداد پرسونل ، نوعیت عملیات ، ساعت حرکت ، ساعت عملیات معلوم بود لذا در فاصله ده دقیقه زمانی به شمول قوت های حاضر ناتو که در منطقه پایگاه دارند هیچ نیروی کمکی به زندان در طی دوساعت اقدام پا به عمل نگذاشت در حالیکه شدت انفجار هم تا به حدی بود که شیشه ها ودروازه های همین قرار گاه ها هم خورد و ریزشد .

در عرصه اقتصاد الگو های وارداتی آنچه را که بازار آزاد میگویند اقتصاد بازار را به انارشی وبی بند باری کشانیده است دولتمداران این فورمول ها رابه مفهوم وجه ثواب وگناه وارد کشور نموده اند دسته های فراری و وارثان آنان اکنون در زیر نام این شعار اقتصادی، زمان های از دست رفته را جبران نموده مانند کنه بجان مردم چسپیده اند وخون شان را میمکند نخستین دست آورد این اقتصاد عجولانه در مورد ضرورت های اولیه خواراکی مردم این بود که دولت به قیمت ها کنترول نداشته باشد یعنی کشور را در این عرصه هم رسمأ کشور بی باز خواست اعلام نمودند . با تاسف که مردم ما در پیش چشم غولان اقتصاد جهان که در کشور ما حضور دارند علف میخورند.فقر بیداد میکند .پایتخت به شهر گداها مسمی شده است . مردم جگر گوشه های خود را بخاطر شکمش میفروشند . راه چاره ی دهان نفس مردم خود کشی شده است تا الحال دها تن به زندگی خود ، خود پایان داده اند .

تما م داشته های فرهنگی و تمام سنت های ارزشمند ما زیر هجوم سیستم بربری سود وسرمایه به نابودی کشانیده میشود .زبان ، رسم ورواج ، عادات ، خصایل ، عواطف ومراودات خانوادگی ، همه توسط امکان سرمایه زیر بار مجبوریت های فرد پایمال میگردد .نسل نو ونا آگاه را با تجمل پرستی وسیله قرار داده تهداب سنت سود سرمایه را توسط انان پایه گذاری مینمایند . ومیتوان ارقام زیادی را ارایه نمود مگر مشت نمونه خروار در این عرصه ها اکتفا میکنیم  .لذا دراین وضع معلوم به همه- ضرورت های خود را مطرح میکنیم .

بسیار شفاف وساده وسلیس میان خود حرف میزنیم . ما دیروز حزب بزرگ سراسری بودیم در پهلوی آن قبل از حاکمیت هم و در حاکمیت همچنان متحدین قابل حساب هم در داخل وهم در منطقه وهم در جهان داشتیم . وضع سیاسی جهان بنا به هرعاملی (که این  بحث جداگانه است) بود تغیر کرد حزب ما به حیث یک حزب در عرصه سیاست جهانی نمیتوانست از اثر پذیری آن در امان بماند عوامل بیرونی عمدتأ با عوامل درونی دست بدست هم اول با عث انصراف از قدرت گردید ودر اثر سوء اعتماد یک مرکزیت کامل بوجود آمده نتوانست نیروهای حزب از لحاظ سازمانی پراگنده شدند ودر امکانات شخصی سنت مبارزه را با دید وادید های غیر منظم سازمانی ادامه دادند تا اینکه آهسته آهسته شرایط کلکتیفی ویا تجمع گروپی در داخل وخارج کشور مهیا ومیسر شد . رفقا ی که قابل شناخت اند بطور جداگانه پیشرو وپشقراول شدند سازمانهای جداگانه را به لحاظ امکانات جغرافیایی بوجود آوردند که قابل قدر وارزشمندی اند با ریشه گرفتن این سازمانها مشکلات جدید بروز نمود که عدم نزدیکی ویا نزدیک نشدن این سازمانها و آنچه آرزو برده میشد ومیشودوحدت این سازمانها است .

کدام مراحل در این پروسه طی شد همه رفقا بهتر میدانند اگر خلاصه بسازیم اکنون این ارزو مندی در حالیکه تضعیف نشده است به یک ضرورت جدی هم تبدیل شده است . امروز درحالیکه کار تشکیلی یکی از کمیته های ن ف د ت ا مطرح میکنیم طرح خود را در پروسه وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش ( این تعریف فشرده تمام تحلیل های است که از طرح ونظر اکثریت رفقا نشات نموده وبدست آمده است )به مشوره میگذاریم که رفقا در این باره مشوره بدهند .

بسیار شفاف در این موضوع ورود مینمایم

اول وحدت وهم آهنگی در میان رفقای نهضتی شرط است . یقینأ رفقا از اختلافات در میان نهضت میدانند این اختلافات ارتباط به مسایل تشکیلاتی دارد عین آن چیزیکه با سازمانهای رفیق وجود دارد . ما میگویم وقتی میتوانیم به وحدت سازمانهای رفیق برسیم که این اختلاف را در میان نهضت حل نمایم . هرگاه در این رابطه توجه به حقوق واستحقاق رفقا صورت گیرد مشکلات تشکیلاتی با سایر سازمانها هم حل میگردد یعنی زمینه های وحدت فراهم میشود . استحقاق ویا حقوق چه است . کسیکه در عرصه مبارزه ، دفاع از مواضع سازمانی وآرمانی فعال است ، با رفقا همزبانی کرده میتواند ، برای وحدت سازمانها فعال است ، برای این وحدت موثر است ، جرئت حضور با رفقا را دارد دارای ابتکار نظر وعمل است به قوتمندی رفقای مرکزی بیشتر توجه دارد فصاحت بلاغت دارد ایمان قوی وباور قوی دارد به ارمانهای گذشته تهمت نمیکند سابقه شفاف مبارزه در گذشته دارد به رهبران محبوب ما وفادار بوده و رهنمود های شانرا پذیرفته است برای رفتن به مرکز آماده است و دیگر انچه شما میدانید استحقاق یا حقوق آن رفیق را تعین میکند . رفقای کمیته کانادا چگونه میتوانند موانع را از راه تقدیم این استحقاق بردارند . سه سال از تاسیس نهضت میگذرد ما موفق نشده ایم با یکی  از سازمان ُ گروپ ویا مجموعه ای  رفقا وحدت نماییم نقص در کجاست . به نظر من ما این قلمرو اثر گذار را دریاقت نماییم من فکر میکنم به دلیل تجمع اکثریت رفقای رهبری کادر ها وفعالین در اروپا این ساحه اروپا میباشد تا آنجا که خوانده شده است اروپا به مرکز این جنجال تبدیل شده است بنأ نتایج کار را از این ساحه باید رد یابی نماییم. ما به حیث اعضای نهضت صلاحیت داریم برای کار سازمانی در تمام موارد ابراز نظر نمایم برای پیش برد اثرمند سیاست های نهضت کار نمایم .

امروز چون فعالیت سازمانی خود در کانادا را رسمیت می بخشیم لازم است در مورد وضعیت سیاسی که ما در بحبوبه ی آن کار مینمایم اندکی چیزی بگویم . البته اشاره ما درآن قسمت است که به نحوی به فعالیت ما ارتباط دارد . کانادا کشور کثیرالملیت اقلیت های ملیتی است ظاهرأ عقاید وباور ها در این کشور آزاد گذاشته شده است فعالیت های سیاسی این اقلیت که در محدوده قلمرو کانا دا در باره سایر ملل هویت سازمانی داشته باشد حاد نیست بخش های از این نوع فعالیت ها زیر نام کمیته های اجتماعی فعالیت دارند رسانه ها ونشرات از نام این کمیته ها ویا مستقل عمل مینمایند که در عقب ان شخصیت های مربوط سازمانهای سیاسی کار مینمایند البته احزاب سیاسی چپی از جمله حزب کمونست کانادا یا حزب سوسیالست کارگری وتعدادی دیگر از احزاب چپ در کانادا فعالیت های سیاسی دارند شرکت یک حزب سیاسی دیگر در انتخابات بنام ان دی پی یا ملی دیموکرات گویا توازن سیاسی را در جامعه آراسته ساخته است . مربوط  با تعین سیاست ها خواست ها واهداف در خود جامعه کانادا میشود که مورد بحث ما نیست. 

بدون شک کانادا هم نسبت به افراد یکه از نام کمیته ها و بنام احزاب کار وفعالیت مینماید به حیث یک مملکت ودارای یک سیستم توجه دارد لذا مانند سایر کشور های دنیا در صدد تامین منافع خود در منطقه وجهان کار مینماید که نسبت به افغانستان نیز سهم خود را در سمت وسوی سیاست افغانستان دارد با درنظرداشت حضور نظامی کانادا که اهداف بلند ی  دنبال میگردد بطور مثال به این نکته باید اشاره نمایم که جابجایی یکی از افراد حزب اسلامی گلبدین بنام عبدالجبار ثابت به حیث لوی ثارنوال یکی از نمونه های توجیهات سیاست های خارجی  این کشور است . با توجه به این مساله در نظر باید داشت که کانادا به حیث کشور مادی در کاربرد سیاست های جهانی عین اهداف را تعقیب مینماید که ایالت متحده امریکا در نظر دارد لذا وسایل آنان مشترک است که در مورد کشور ما همانا بنیاد گرایی ، وتروریزم وجنگ وجه مشترک کشور های سود وسرمایه را میسازد . از آنرو باید بدانیم که مذهبیون بنیاد گرا در این کشور هم دست باز نسبت به اندیشه وتفکرات چپی دارند که در ساحه کار وفعالیت ما نگذاریم زمینه های ماجرا جویی بروز نماید .

لذا در مورد وظایف مشخص ما در کانادا پیشنهادات من در رابطه با تقسیم وظایف در کانادا این است :

در باره مسایل تشکیلاتی

مطابق به موازین ونورم تشکیلاتی شعب مختلف تنظیم گردد و مسوولین آن انتخاب گردند .

جلسات ماهوار دایر گردیده سیستم گذارش دهی پیش برده شود.

کارت عضویت نهضت درخواست گردیده وطی محفلی برای رفقا توزیع گردد.

رابطه کمیته کار کانادا مستقیمأ با مرکز نهضت در کابل تامین گردد وگزارشدهی از طریق ایمل ویا پسته با مرکز تامین گردد.

در مورد مسایل مالی

در صورت امکان برای حق العضویت واعانه حساب بانکی افتتاح شود تا رفقا از سرتاسر کانادا بتوانند ماهوار حق العضویت بپردازند .نورم حق العضویت مطابق نورم اروپا معادل پنج یورو تعین گردد

انتقال حق ا لعضویت واعانه برای فعلأ در سه ماه به مرکز ترتیب داده شود .

در باره کار های فرهنگی

یک اتاق پالتاکی بنام کمیته کار کانادا ایجاد گردد مطابق پلان وحسب ضرورت جلسات در انجا دعوت گردد .

کار تبلیغی از طریق نشر مقالات در نشرات نهضت وسایر نشرات پیش برده شود.

برای ایجاد سایت انترنتی نهضت کار تفاهماتی با رفقای اروپا که چندین سایت در اختیار دارند صورت بگیرد

وجه اشتراک ماهنامه (راه نهضت) برای خارج کشور به مرکز پیشنهاد گردد وماهنامه راه نهضت در صورت امکان در کانادا تکثیر شود

فعالیت های سازمانی

با سازمانهای رفیق رابطه برقرار گردد حسب ضرورت جلسات ونشست های مشترک در نظر گرفته شود .

با اجتماعات افغانان یا کمیته های اجتماعی  تماس حاصل شود .

برای ایجاد تفاهم رفقای رهبری شورای اروپایی در اتاق کار کمیته کانادا دعوت شوند جلسات تفاهم را میان رفقا یکه اختلاف دارند  با شفافیت دعوت نمائید

دید وادید ومکالمات تیلفونی میان رفقا انجام شود آدرس های رفقای کانادا یک بدیگر تبادله شود

رفقا انچه من برای فعلأ در نظر داشتم بیان نمودم صلاحیت واختیار در نزد شماست که راهکاری  کمیته کار کانادا را معین نماید . موفق باشید  م ی هادی